آموزه‌های دیانت بهایی

دین باید سبب الفت و محبت باشد

در طول تاریخ، دین یکی از ژرف‌ترین نیروهای شکل‌دهندهٔ زندگی انسان بوده است. دین به انسان معنا بخشیده، اخلاق را پرورش داده، تمدن‌ها را برانگیخته، دل‌های شکسته را تسلی داده، و مردمان بسیاری را به صداقت، فداکاری، خدمت و پرستش خداوند دعوت کرده است.

دین باید سبب الفت و محبت باشد

اما در کنار این حقیقت روشن، پرسشی دردناک نیز در برابر ما قرار دارد: چرا گاه به نام دین جنگ درگرفته، انسان‌ها از یکدیگر دور شده‌اند، و تعصب، تکفیر و دشمنی جای محبت و خدمت را گرفته است؟ آیا دین در ذات خود عامل جدایی است، یا آنچه سبب نزاع شده، دور شدن انسان از حقیقت دین و گرفتار شدن در تعصب، تقلید و قدرت‌طلبی است؟

دیانت بهائی با صراحت پاسخ می‌دهد: دین حقیقی باید سبب الفت، محبت، وحدت و خدمت باشد. اگر آنچه به نام دین عرضه می‌شود، مردم را از یکدیگر دور کند، نفرت بیافریند، عقل را خاموش سازد و جنگ و عداوت برپا کند، از حقیقت دین فاصله گرفته است.

حضرت عبدالبهاء می‌فرمایند:

«اگر دین سبب عداوت و بغضا شود، بی‌دینی بهتر است.»

این بیان، یکی از روشن‌ترین معیارها برای سنجش دین‌داری است. دین، اگر درمان است، باید درد را کم کند؛ اگر نور است، باید تاریکی را بزداید؛ اگر از خداست، باید انسان را به محبت، عدالت، پاکی و وحدت نزدیک‌تر کند. اگر به نام دین، دل‌ها از هم دور شوند و خون‌ها ریخته شود، آنچه باقی مانده، حقیقت دین نیست؛ سایه‌ای از تعصب و سوءاستفاده است.

تعریف دین از دیدگاه دیانت بهائی

در نگاه دیانت بهائی، دین تنها مجموعه‌ای از آداب، رسوم، نام‌ها و ظواهر نیست. دین، تجلی هدایت الهی در هر عصر است؛ نیرویی روحانی برای تربیت انسان، اصلاح اخلاق، ایجاد وحدت و پیشرفت تمدن.

حضرت بهاءالله می‌فرمایند:

«مقصود از دین که از سماء مشیّت مالک قدم نازل شده، اتّحاد و اتّفاق اهل عالم بوده؛ او را سبب اختلاف و نفاق مکنید.»

این بیان، تعریف بنیادین دین را روشن می‌کند. دین برای آن نازل نشده که گروهی را بر گروه دیگر برتری دهد، مردمی را از مردمی جدا کند، یا هویت دینی را به دیواری میان انسان‌ها بدل سازد. مقصود دین، اتحاد و اتفاق اهل عالم است.

پس دین حقیقی را باید از ثمره‌اش شناخت. اگر در دل انسان محبت ایجاد کند، اگر او را فروتن‌تر، منصف‌تر، راستگوتر و خدمت‌گزارتر سازد، اگر جامعه را به عدالت، صلح و همدلی نزدیک کند، در مسیر مقصود الهی است. اما اگر بهانه‌ای برای تحقیر، طرد، خشونت یا خودبرتربینی شود، از حقیقت خود دور افتاده است.

دین، در اصل، باید انسان را از خودمحوری به خداپرستی، از تعصب به حقیقت‌جویی، از نفرت به محبت، و از جدایی به وحدت برساند.

جوهر دین: محبت، الفت، خدمت

در دیانت بهائی، جوهر دین در محبت و الفت آشکار می‌شود. دین آمده است تا قلب انسان را از تاریکی نفسانیت بیرون آورد و او را به عشق به خدا، مهربانی با خلق، و خدمت به عالم انسانی برانگیزد.

جوهر دین- محبت، الفت، خدمت

حضرت عبدالبهاء در الواح لاهه، یکی از تعالیم حضرت بهاءالله را چنین بیان می‌فرمایند:

«از جمله تعالیم حضرت بهاءالله این است که دین باید سبب الفت و محبت باشد. اگر سبب بیگانگی شود، لازم نیست؛ زیرا دین مانند درمان است، اگر سبب شدت مرض شود، نبودنش بهتر است.»

این تشبیه بسیار عمیق است. دین مانند داروست. دارو برای درمان بیماری است، نه برای افزودن بر درد. اگر دارویی بیماری را شدیدتر کند، دیگر دارو نیست. دین نیز اگر به جای درمان تعصب، خود به ابزار تعصب تبدیل شود، از نقش الهی خود فاصله گرفته است.

سه نشانهٔ دین حقیقی را می‌توان چنین دید:

محبت: دین باید دل انسان را نسبت به همهٔ انسان‌ها وسیع‌تر کند؛ نه فقط نسبت به هم‌کیشان خود.
الفت: دین باید فاصله‌ها را کم کند و مردم را به گفت‌وگو، احترام و همکاری نزدیک‌تر سازد.
خدمت: دین باید انسان را از خودمحوری بیرون آورد و او را به عمل برای خیر دیگران دعوت کند.

دینداری حقیقی در ادعاهای بلند آشکار نمی‌شود، بلکه در رفتار روزانه دیده می‌شود: در نحوهٔ سخن گفتن با دیگران، در پرهیز از تحقیر، در انصاف نسبت به مخالف، در کمک به نیازمند، در تحمل تفاوت‌ها، و در ساختن روابطی بر پایهٔ محبت و عدالت.

علل انحراف دین از مسیر محبت به مسیر دشمنی

اگر مقصود دین، الفت و محبت است، پس چرا در تاریخ، گاه به نام دین نزاع، دشمنی و خشونت پدید آمده است؟ پاسخ دیانت بهائی این است که مشکل از حقیقت دین نیست، بلکه از دور شدن انسان‌ها از حقیقت دین است.

علل انحراف دین از مسیر محبت به مسیر دشمنی

● تعصب دینی

نخستین عامل انحراف دین، تعصب است. وقتی انسان به جای جست‌وجوی حقیقت، فقط به دفاع کورکورانه از آنچه به ارث برده می‌پردازد، دین از نور به حجاب تبدیل می‌شود. چنین فردی دیگر در پی شناخت خدا نیست؛ در پی اثبات برتری گروه خود است.

این بخش با مقالهٔ «ترک تعصبات» پیوند مستقیم دارد. تعصب دینی، خطرناک‌ترین شکل تحریف دین است؛ زیرا انسان گمان می‌کند برای خدا دشمنی می‌کند، در حالی که از روح محبت الهی دور شده است.

● تقلید و فقدان روح تحقیق

وقتی دین از تحری حقیقت جدا شود، به عادت و تقلید فرو می‌کاهد. انسان ممکن است نام دین را بر زبان داشته باشد، اما از روح آن بی‌خبر بماند. دیانتی که بدون فهم، بدون تحقیق و بدون تجربهٔ اخلاقی پذیرفته شود، به‌آسانی می‌تواند ابزار تعصب یا سلطه گردد.

از همین رو، اصل «تحری حقیقت» در دیانت بهائی اهمیتی بنیادین دارد. هر انسان باید خود حقیقت را بجوید و دین را نه از راه تقلید کورکورانه، بلکه از راه عقل، وجدان، مطالعه و دعا بشناسد.

● سوءاستفاده از دین برای قدرت

در طول تاریخ، گروه‌هایی از دین برای حفظ قدرت، توجیه سلطه یا بسیج مردم علیه دیگران استفاده کرده‌اند. در چنین حالتی، دین دیگر وسیلهٔ تربیت روحانی نیست؛ به ابزار سیاست، تعصب یا منافع گروهی تبدیل می‌شود.

این خطر تنها مربوط به گذشته نیست. در جهان امروز نیز دین می‌تواند مورد سوءاستفاده قرار گیرد؛ وقتی هویت دینی برای نفرت‌پراکنی، طرد اقلیت‌ها، تحریک خشونت یا ایجاد ترس به کار می‌رود.

● فراموشی وحدت اساس ادیان

یکی دیگر از ریشه‌های اختلاف، فراموشی این حقیقت است که ادیان الهی در اساس یکی‌اند. وقتی پیروان ادیان، پیامبران را رقیب یا دشمن یکدیگر ببینند، راه برای ستیز باز می‌شود. اما اگر ادیان را مراحل پی‌درپی هدایت الهی بدانیم، نگاه ما تغییر می‌کند.

مقالهٔ «وحدت اساس ادیان» دقیقاً همین حقیقت را روشن می‌کرد: اختلاف ادیان در ظاهر احکام و شرایط تاریخی است، اما جوهر آن‌ها دعوت به خدا، محبت، عدالت و تهذیب انسان است. وقتی این حقیقت دیده شود، دین به جای میدان رقابت، به سرچشمهٔ احترام و گفت‌وگو تبدیل می‌شود.

نقش دین در وحدت عالم انسانی

در دیانت بهائی، دین نیرویی برای وحدت عالم انسانی است. حضرت بهاءالله هدف دین را اتحاد و اتفاق اهل عالم معرفی می‌فرمایند. این یعنی دین نباید تنها به آرامش فردی محدود شود؛ باید روابط انسانی، ساختارهای اجتماعی و نگاه بشر به آینده را نیز دگرگون کند.

نقش دین در ایجاد وحدت

در جهانی که با شکاف‌های دینی، قومی، نژادی و ملی روبه‌روست، دین می‌تواند نقشی بزرگ در درمان این جدایی‌ها داشته باشد؛ اما تنها به شرط آنکه از تعصب پاک شود و به جوهر اصلی خود بازگردد.

حضرت بهاءالله همچنین امر می‌فرمایند:

«با پیروان جمیع ادیان به روح و ریحان معاشرت کنید.»

منبع: حضرت بهاءالله، کتاب اقدس

این فرمان، یکی از زیباترین نمونه‌های عملی این تعلیم است. دین نباید انسان را از پیروان دیگر ادیان دور کند؛ باید او را به معاشرت، احترام، گفت‌وگو و دوستی با آنان دعوت نماید. اگر کسی به نام دین از دیگران بیزاری می‌جوید، هنوز روح این فرمان را درنیافته است.

دین حقیقی نه دیوار می‌کشد، نه دل‌ها را قفل می‌کند. دین حقیقی پل می‌سازد.

پیام بیت‌العدل اعظم به رهبران دینی جهان

در جهان معاصر، نقش دین در صلح و وحدت بشر از همیشه حساس‌تر شده است. از یک سو، میلیون‌ها انسان همچنان از دین الهام می‌گیرند، دعا می‌کنند، اخلاق می‌آموزند و از ایمان خود نیروی خدمت می‌یابند. از سوی دیگر، تعصب دینی و سوءاستفاده از ایمان هنوز در بسیاری از نقاط جهان سبب جدایی، خشونت و بی‌اعتمادی می‌شود.

بیت‌العدل اعظم در نامهٔ آوریل ۲۰۰۲ خطاب به رهبران دینی جهان، از رهبران ادیان دعوت کرد که مسائل بنیادین فعالیت بین‌ادیانی و نقش دین در جهان معاصر را بازنگری کنند. این نامه در کتابخانه رسمی بهائی منتشر شده است و از اسناد مهم معاصر درباره مسئولیت ادیان در مسیر وحدت جهانی به شمار می‌آید. 

این نامه از رهبران دینی می‌خواهد که در برابر بحران تعصب دینی و نیاز بشر به وحدت، مسئولانه بیندیشند. پیام آن روشن است: جهان امروز به دینی نیاز دارد که انسان‌ها را به وحدت، صلح، عدالت و همکاری دعوت کند؛ نه دینی که مرزهای دشمنی را عمیق‌تر سازد.

در مقالهٔ One Common Faith نیز که به درخواست بیت‌العدل اعظم تهیه شده، بر این نکته تأکید می‌شود که بشریت حق دارد از جامعه‌ای که به بینش وحدت در آثار حضرت بهاءالله متعهد است، مشارکتی جدی در برنامه‌های بهبود اجتماعی مبتنی بر نیروی وحدت انتظار داشته باشد. 

این نگاه، دین را از سطح باور فردی به سطح مسئولیت جهانی می‌برد. دین فقط برای آرامش درونی نیست؛ برای ساختن جهانی عادلانه‌تر، متحدتر و انسانی‌تر نیز هست.

دین، صلح عمومی و آیندهٔ بشر

اگر دین سبب الفت و محبت باشد، نتیجهٔ طبیعی آن صلح است. صلح عمومی بدون تحول در قلب انسان‌ها ممکن نیست. قوانین و پیمان‌ها لازم‌اند، اما اگر دل‌ها سرشار از تعصب، ترس و دشمنی باشد، صلح پایدار نخواهد ماند.

زندگی فردی و اجتماعی

دین حقیقی می‌تواند قلب انسان را برای صلح آماده کند. می‌تواند به انسان بیاموزد که دیگری دشمن نیست؛ عضوی از خانوادهٔ انسانی است. می‌تواند حس مسئولیت نسبت به کل بشر را بیدار کند. می‌تواند روح خدمت، بخشش و عدالت را تقویت نماید.

در پیام وعدهٔ صلح جهانی، بیت‌العدل اعظم به نقش دین به‌عنوان نیروی اجتماعی اشاره می‌کند و بیان حضرت بهاءالله را نقل می‌کند که دین «بزرگ‌ترین وسیله» برای نظم جهان و آرامش اهل عالم است. در همان پیام، هشدار داده می‌شود که اگر چراغ دین پوشیده شود، آشفتگی و بی‌نظمی پدید می‌آید و نور عدالت، انصاف، آرامش و صلح خاموش می‌گردد. 

پس راه‌حل، کنار گذاشتن دین نیست؛ بازگرداندن دین به حقیقت آن است. جهان امروز نیازمند دینی است که از تعصب رها، با عقل هماهنگ، با علم سازگار، و سرشار از محبت و خدمت باشد.

آثار پذیرش این تعلیم در زندگی فردی

اگر انسان بپذیرد که دین باید سبب الفت و محبت باشد، نخستین تغییر در درون خود او رخ می‌دهد.

او دیگر نمی‌تواند به نام دین، کسی را تحقیر کند. نمی‌تواند پیروان ادیان دیگر را دشمن ببیند. نمی‌تواند تعصب را با ایمان اشتباه بگیرد. نمی‌تواند عبادت کند اما در دل خود کینه بپروراند. نمی‌تواند به خدا نزدیک شود و از خلق خدا دور گردد.

چنین انسانی، دین را در رفتار خود نشان می‌دهد: در فروتنی، انصاف، ادب، راستی، خدمت، پرهیز از غیبت و بدگویی، احترام به باور دیگران، و آمادگی برای گفت‌وگو.

حضرت عبدالبهاء می‌فرمایند:

«شما باید محبت و مهربانی کامل نسبت به جمیع نوع بشر اظهار کنید… هرگز از دیگران بدگویی نکنید، بلکه بدون فرق، ستایش کنید.»

این بیان، دین را به رفتار روزمره پیوند می‌زند. دینداری فقط در اعتقاد نیست؛ در زبان، نگاه، برخورد و نیت انسان آشکار می‌شود.

آثار اجتماعی این تعلیم

اگر جامعه‌ای بپذیرد که دین باید سبب محبت باشد، روابط اجتماعی دگرگون می‌شود.

گفت‌وگوی بین‌ادیانی جای جدل و تکفیر را می‌گیرد. مدارس، کودکان را به احترام ادیان و فرهنگ‌های گوناگون تربیت می‌کنند. رهبران دینی به جای تحریک تعصب، مردم را به خدمت و وحدت دعوت می‌کنند. نهادهای اجتماعی از دین برای عدالت، صلح و اخلاق عمومی الهام می‌گیرند. اقلیت‌های دینی دیگر تهدید دیده نمی‌شوند، بلکه اعضای محترم جامعهٔ انسانی شناخته می‌شوند.

در چنین جامعه‌ای، دین دیگر ابزار مرزبندی و دشمن‌سازی نیست؛ نیرویی برای اعتماد، همکاری و ترمیم زخم‌های تاریخی می‌شود.

این بخش با مقالهٔ «صلح عمومی» پیوند دارد. صلح جهانی تنها با قراردادهای سیاسی حاصل نمی‌شود؛ باید فرهنگ محبت و وحدت در سطح فرد، خانواده، جامعه و ادیان شکل گیرد.

دین و خدمت به عالم انسانی

یکی از نشانه‌های دین حقیقی، خدمت است. اگر ایمان انسان او را نسبت به رنج دیگران بی‌تفاوت بگذارد، ایمان او هنوز به ثمر ننشسته است. دین باید انسان را از خودمحوری بیرون آورد و به خیر عمومی متوجه سازد.

خدمت، زبان مشترک ادیان است. انسانی که به نیازمند کمک می‌کند، کودکی را آموزش می‌دهد، اختلافی را با محبت حل می‌کند، برای عدالت می‌کوشد، یا در محلهٔ خود فضایی از همدلی می‌سازد، دین را از کلمات به عمل تبدیل کرده است.

از نگاه بهائی، جامعه‌سازی، آموزش اخلاقی کودکان، توانمندسازی نوجوانان، حلقه‌های مطالعه، اجتماعات دعا و فعالیت‌های خدمت‌محور، همه می‌توانند میدان‌هایی باشند که در آن دین به الفت و محبت تبدیل می‌شود. دین وقتی زنده است که در روابط انسان‌ها اثر بگذارد.

جمع‌بندی: دین، اگر نور است، باید دل‌ها را روشن کند

در جهانی که هنوز از جنگ‌های مذهبی، تعصبات فرقه‌ای، سوءاستفاده از ایمان و بی‌اعتمادی میان پیروان ادیان رنج می‌برد، تعلیم حضرت عبدالبهاء همچون معیاری روشن در برابر ما ایستاده است:

اگر دین سبب دشمنی شود، نبودنش بهتر است.

این سخن، دعوت به بی‌دینی نیست؛ دعوت به بازگشت به حقیقت دین است. دینی که از خداست، باید انسان را به خدا نزدیک کند؛ و نزدیکی به خدا بدون محبت به خلق ممکن نیست.

دین حقیقی، انسان را مهربان‌تر می‌کند.
دین حقیقی، زبان را از بدگویی حفظ می‌کند.
دین حقیقی، دل را از کینه پاک می‌سازد.
دین حقیقی، پیروان ادیان را به معاشرت با روح و ریحان دعوت می‌کند.
دین حقیقی، علم و عقل را دشمن نمی‌داند.
دین حقیقی، به خدمت و عدالت می‌انجامد.
دین حقیقی، پلی است میان دل‌ها، نه دیواری میان انسان‌ها.

اکنون پرسش فقط این نیست که دین چیست؛ پرسش این است که دین در زندگی ما چه ثمره‌ای دارد. آیا ما را به دیگران نزدیک‌تر کرده یا دورتر؟ آیا ما را مهربان‌تر ساخته یا سخت‌تر؟ آیا ما را خدمت‌گزارتر کرده یا قضاوت‌گرتر؟ آیا ایمان ما چراغی برای راه دیگران است یا دیواری میان ما و آنان؟

اگر دین باید سبب الفت و محبت باشد، پس هر یک از ما مسئولیم که این حقیقت را در زندگی خود آشکار کنیم: در خانه، در سخن، در رابطه با پیروان ادیان دیگر، در خدمت به جامعه، و در ساختن جهانی که در آن ایمان، نه ابزار جدایی، بلکه نیروی محبت و وحدت باشد.

دین حقیقی، وقتی در دل انسان زنده شود، جهان را از درون روشن می‌کند

لطفاً این مقاله را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید

مطالب مرتبط