کتاب «بشارات ظهور موعود در کتب مقدسه زرتشتیان» رسالهای کوتاه اما پُرمحتواست که به بررسی وعدههای مربوط به ظهور موعود در متون زرتشتی میپردازد. محور اصلی کتاب این است که در تمام ادیان الهی، انتظار ظهور نجاتدهندهای بزرگ وجود داشته است؛ همانگونه که یهودیان در انتظار مسیح، مسیحیان در انتظار فارقلیط، مسلمانان در انتظار مهدی موعود، و زرتشتیان در انتظار سوشیانت یا شاه بهرام ورجاوند بودهاند. نویسنده با تکیه بر متون و منابعی چون اوستا، بندهش، دینکرد، دساتیر، دبستانالمذاهب، گلدسته چمن آیین زرتشت و آثار بهائی، میکوشد نشان دهد که این بشارات، در سیر ظهورات الهی و بهویژه در ظهور حضرت باب و حضرت بهاءالله معنا و تحقق یافتهاند.
در بخش نخست، کتاب به مفهوم سوشیانت در آیین زرتشتی میپردازد؛ واژهای که به معنای سودرساننده، رهاننده و نجاتدهنده آمده است. در این نگاه، سوشیانت تنها یک شخصیت تاریخی یا اسطورهای نیست، بلکه مظهر نوسازی جهان، برپا کنندهٔ رستاخیز معنوی و عامل پیروزی نهایی خیر بر شر است. کتاب توضیح میدهد که در متون زرتشتی، از سه موعود پس از حضرت زرتشت یاد شده است: هوشیدر بامی، هوشیدر ماه و سوشیانت نهایی. سپس با نگاهی تطبیقی، هوشیدر بامی را با ظهور حضرت محمد، هوشیدر ماه را با ظهور حضرت باب، و سوشیانت یا شاه بهرام ورجاوند را با ظهور حضرت بهاءالله منطبق میسازد.
بخش مهمی از کتاب به بررسی علائم ظهور سوشیانت اختصاص دارد؛ از جمله ظهور او در مشرق زمین و ایران، ارتباط او با نژاد و سرزمین ایرانی، قیام رستاخیز، تجدید جهان، مبارزهٔ نور و ظلمت، شکست نیروهای اهریمنی، و برقراری صلح، عدالت و یگانگی در سراسر زمین. نویسنده این نشانهها را نه بهصورت ظاهری و مادی، بلکه در معنایی روحانی و رمزی تفسیر میکند. برای مثال، «ایستادن خورشید در آسمان» به معنای دوام و گسترهٔ ظهور الهی، و «فرو ریختن ستارگان» به معنای سقوط معنوی علمای دینیای دانسته میشود که از شناخت ظهور تازه بازمیمانند.
در ادامه، کتاب جایگاه حضرت بهاءالله را بهعنوان موعود ادیان و تحققبخش بشارات زرتشتی بررسی میکند. به مسئلهٔ ایرانی بودن حضرت بهاءالله، نسبت ایشان با خاندانهای کهن ایران، ظهور ایشان از خاک ایران، و سپس تبعید ایشان به بغداد، استانبول، ادرنه و عکّا پرداخته میشود. کتاب این تبعید به سرزمینهای وابسته به امپراتوری عثمانی را با بشاراتی پیوند میدهد که از برده شدن موعود ایرانی به «روم» سخن میگویند. همچنین توضیح داده میشود که چگونه ندای حضرت بهاءالله، با وجود زندان و تبعید، از همان نقطه به سراسر جهان منتشر شد.
این رساله در نهایت ظهور حضرت بهاءالله را بهعنوان روز رستاخیز معنوی معرفی میکند؛ روزی که مقصود از آن برخاستن جسمانی مردگان نیست، بلکه بیداری روحانی انسانها از خواب غفلت و ورود آنان به حیات تازهٔ ایمان، معرفت و خدمت است. کتاب با بررسی تقابل نیروهای اهریمنی و اهورایی در جهان معاصر، از مادیگرایی، جنگ، بیدینی و فروپاشی اخلاقی سخن میگوید و در برابر آن، پیام حضرت بهاءالله را پیام وحدت عالم انسانی، صلح عمومی، ترک تعصبات و تجدید حیات روحانی بشر معرفی میکند.
مطالعهٔ این کتاب برای کسانی سودمند است که میخواهند پیوند میان بشارات زرتشتی و دیانت بهائی را بهتر بشناسند و دریابند که چگونه مفهوم موعود، رستاخیز، سوشیانت و شاه بهرام ورجاوند در نگاه بهائی تفسیری معنوی، تاریخی و جهانی مییابد.