آموزه‌های دیانت بهایی

ازدواج در دیانت بهائی

ازدواج، در نگاه بسیاری از مردم، پیمانی اجتماعی برای تشکیل خانواده، آرامش عاطفی و سامان‌دادن به زندگی مشترک است. اما در دیانت بهائی، ازدواج معنایی عمیق‌تر و گسترده‌تر دارد. ازدواج تنها پیوند دو جسم، دو زندگی یا دو خانواده نیست؛ پیوند دو روح است در مسیر شناخت خداوند، رشد اخلاقی، خدمت به عالم انسانی و تربیت نسلی که بتواند در ساختن جهانی بهتر سهمی داشته باشد.

ازدواج بهائی

در جهانی که روابط انسانی گاه زیر فشار خودخواهی، بی‌ثباتی، مصرف‌گرایی، فردگرایی افراطی و ضعف تعهد قرار گرفته، تعلیم بهائی دربارهٔ ازدواج، انسان را به نگاهی والاتر دعوت می‌کند. در این نگاه، ازدواج نه میدان مالکیت و سلطه است، نه قراردادی موقت بر پایهٔ احساسات گذرا؛ بلکه عهدی مقدس است که باید با آگاهی، محبت، مشورت، رضایت خانواده‌ها و تعهد روحانی شکل گیرد.

حضرت عبدالبهاء در یکی از روشن‌ترین بیانات خود دربارهٔ ازدواج بهائی می‌فرمایند:

«ازدواج حقیقی بهائیان این است که زن و شوهر هم از جهت جسمانی و هم از جهت روحانی متحد باشند، تا همواره حیات روحانی یکدیگر را بهبود بخشند و در جمیع عوالم الهی از وحدت ابدی برخوردار گردند.»
منبع: حضرت عبدالبهاء، منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدالبهاء، بخش ۸۶

این بیان، بنیان نگاه بهائی به ازدواج را روشن می‌کند. ازدواج در دیانت بهائی فقط آغاز زندگی مشترک در این جهان نیست؛ اگر بر پایهٔ محبت حقیقی، روحانیت، وفاداری و خدمت بنا شود، پیوندی است که آثار آن فراتر از زندگی مادی امتداد می‌یابد.

ازدواج؛ پیوند جسم و روح

در بسیاری از فرهنگ‌ها، ازدواج یا بیش از اندازه به جنبهٔ جسمانی و عاطفی فروکاسته شده، یا به قراردادی اجتماعی و خانوادگی محدود گشته است. اما دیانت بهائی میان جسم و روح، میان محبت انسانی و هدف الهی، میان خانواده و جامعه، پیوندی عمیق برقرار می‌سازد.

ازدواج بهائی، به تعبیر حضرت عبدالبهاء، باید «اتحاد جسمانی و روحانی» باشد. اگر پیوند فقط بر جاذبهٔ ظاهری، منفعت، فشار اجتماعی یا هیجان زودگذر بنا شود، پایدار نمی‌ماند. اما اگر زن و مرد در کنار علاقهٔ طبیعی، در اخلاق، هدف، ایمان، خدمت و رشد روحانی نیز همراه شوند، زندگی مشترک به مدرسه‌ای برای کمال تبدیل می‌شود.

در مجموعهٔ رسمی Family Life، از حضرت عبدالبهاء نقل شده است که پیوند صرفاً جسمانی، چون وابسته به عالم جسم است، ناگزیر پایان‌پذیر است؛ اما وقتی پیوند جسمانی با پیوند روحانی همراه شود، اتحادی حقیقی پدید می‌آید. 

این نگاه، ازدواج را از سطح یک رابطهٔ شخصی فراتر می‌برد. زن و شوهر فقط دو نفر نیستند که کنار هم زندگی می‌کنند؛ دو همراه‌اند که باید یکدیگر را در راه پاکی، صبر، وفاداری، دعا، خدمت و اخلاق یاری کنند.

هدف ازدواج در دیانت بهائی

هدف ازدواج در دیانت بهائی، تنها پاسخ به نیازهای عاطفی یا جسمانی نیست. ازدواج باید موجب آرامش، رشد، تربیت فرزندان، استحکام خانواده، خدمت به جامعه و ارتقای روحانی طرفین گردد.

در نگاه بهائی، خانه فقط محل زندگی نیست؛ نخستین مدرسهٔ اخلاق، محبت و عدالت است. کودکی که در خانواده‌ای سرشار از احترام، دعا، مشورت و محبت رشد می‌کند، جامعه‌ای سالم‌تر را در آینده خواهد ساخت. از همین رو، ازدواج صرفاً مسئلهٔ خصوصی دو نفر نیست؛ اثری اجتماعی و تمدنی دارد.

اگر خانواده بر پایهٔ سلطه، بی‌احترامی، خشم و خودخواهی بنا شود، آسیب آن به جامعه نیز منتقل می‌شود. اما اگر خانواده بر پایهٔ محبت، وفاداری، مشورت، تساوی زن و مرد و یاد خدا شکل گیرد، همان خانه می‌تواند سرچشمهٔ نور برای محله، جامعه و نسل آینده گردد.

در دیانت بهائی، ازدواج با تعلیم تساوی زن و مرد، تعلیم و تربیت عمومی، ترک تعصبات، تحری حقیقت و وحدت عالم انسانی پیوند دارد. خانوادهٔ بهائی باید نمونه‌ای کوچک از جامعهٔ مطلوب باشد؛ جامعه‌ای که در آن تفاوت‌ها با محبت هماهنگ می‌شوند، تصمیم‌ها با مشورت گرفته می‌شود، و کرامت هر انسان محترم است.

رضایت آزادانهٔ زن و مرد

یکی از اصول مهم ازدواج در دیانت بهائی، رضایت آزادانهٔ زن و مرد است. ازدواج نباید تحمیلی، اجباری، از سر فشار خانوادگی، مصلحت‌های مالی یا اجبار اجتماعی باشد. دو نفر باید خود، با آگاهی و اختیار، تصمیم به ازدواج بگیرند.

این نکته به‌خصوص در جوامعی اهمیت دارد که گاه ازدواج را معامله‌ای میان خانواده‌ها یا تصمیمی خارج از ارادهٔ دختر و پسر می‌دانند. از نگاه بهائی، هیچ ازدواجی بدون خواست و رضایت واقعی دو طرف معنا ندارد.

اما آزادی در انتخاب، به معنای بی‌مسئولیتی یا بریدن از خانواده نیست. دیانت بهائی میان اختیار فردی و احترام به پیوندهای خانوادگی تعادلی لطیف برقرار می‌کند. زن و مرد آزادانه یکدیگر را انتخاب می‌کنند، سپس برای تحقق ازدواج، رضایت والدین نیز لازم است.

رضایت والدین؛ حکمی برای وحدت خانواده‌ها

یکی از احکام شناخته‌شدهٔ ازدواج در دیانت بهائی، لزوم رضایت همهٔ والدین زندهٔ دو طرف است. حضرت بهاءالله در کتاب اقدس، ازدواج را مشروط به اجازهٔ والدین فرموده‌اند. در پرسش و پاسخ‌های کتاب اقدس نیز تصریح شده است که ازدواج منوط به رضایت والدین هر دو طرف است و تفاوتی ندارد که عروس باکره باشد یا نباشد. 

در توضیحات رسمی کتاب اقدس نیز آمده است که حضرت بهاءالله به‌روشنی رضایت همهٔ والدین زنده را برای ازدواج بهائی لازم دانسته‌اند، چه والدین بهائی باشند و چه نباشند، چه سال‌ها از هم جدا شده باشند یا نه. این حکم برای تقویت پیوندهای خانوادگی و جلوگیری از شکاف و دشمنی میان خانواده‌ها اهمیت دارد. 

این حکم، در ظاهر ممکن است برای برخی دشوار به نظر برسد، اما حکمت عمیقی در آن نهفته است. ازدواج فقط پیوند دو نفر نیست؛ پیوند دو خانواده نیز هست. اگر ازدواج با دل‌شکستگی، قهر، طرد یا بی‌احترامی به والدین آغاز شود، از همان ابتدا زخمی در پیکر خانواده شکل می‌گیرد. دیانت بهائی می‌خواهد ازدواج، تا حد ممکن، با دعا، رضایت، احترام و وحدت آغاز شود.

البته رضایت والدین به معنای مالکیت آنان بر سرنوشت فرزند نیست. والدین نیز باید با عدالت، محبت و خلوص نیت رفتار کنند و از تعصب، خودخواهی، فشار ناروا یا معیارهای سطحی بپرهیزند. این حکم، هم فرزندان را به احترام و صبر دعوت می‌کند و هم والدین را به انصاف و مسئولیت روحانی.

ازدواج ساده، شریف و بی‌تجمل

روح ازدواج بهائی با اسراف، چشم‌وهم‌چشمی و فشارهای سنگین مالی سازگار نیست. مراسم ازدواج می‌تواند زیبا، شاد و آبرومند باشد، اما نباید به نمایشی از ثروت، رقابت خانوادگی یا اضطراب مالی تبدیل شود.

هدف ازدواج در دیانت بهائی

ازدواجی که با بدهی، نمایش، فشار و مقایسه آغاز شود، از همان ابتدا بخشی از آرامش خود را از دست می‌دهد. دیانت بهائی انسان را به سادگی، وقار و معنا دعوت می‌کند. مهم‌ترین بخش ازدواج، لباس، سالن، تجملات یا عکس‌ها نیست؛ نیت، تعهد، رضایت خداوند و وحدت خانواده‌هاست.

بیان مخصوص ازدواج بهائی

ازدواج بهائی با بیانی ساده، عمیق و روحانی انجام می‌شود. زن و مرد، هر دو، در حضور شهود، عبارت مخصوص ازدواج را تلاوت می‌کنند؛ اما عبارت مرد و زن از نظر لفظی متفاوت است:

مرد می‌گوید:

«اِنّا کُلٌّ لِلّهِ راضون»

زن می‌گوید:

«اِنّا کُلٌّ لِلّهِ راضیات»

یعنی هر دو رضایت خویش را در پیشگاه خداوند اعلام می‌کنند و پیوند ازدواج را بر پایهٔ رضای الهی بنا می‌نهند.

این بیان کوتاه، روح ازدواج بهائی را در خود دارد. زن و مرد نمی‌گویند «من تو را مالک شدم» یا «تو از آنِ منی»؛ بلکه هر دو اعلام می‌کنند که در این پیوند، رضای خداوند را می‌طلبند. محور ازدواج، خواست شخصی و خودمحوری نیست؛ رضایت الهی، تعهد اخلاقی و آمادگی برای ساختن زندگی مشترک بر پایهٔ محبت، وفاداری و خدمت است.

در این لحظه، دو نفر خود را در برابر خداوند قرار می‌دهند و می‌پذیرند که زندگی مشترکشان باید در مسیر او باشد. اگر این معنا در زندگی روزانه حفظ شود، بسیاری از اختلاف‌ها رنگ دیگری می‌گیرد: اختلاف دیگر میدان غلبهٔ یکی بر دیگری نیست، بلکه فرصتی برای بازگشت به رضای خدا، مشورت، فروتنی و حفظ وحدت خانواده است.

مهریه در ازدواج بهائی

در کتاب اقدس، حکم مهریه نیز مقرر شده است. طبق توضیحات رسمی کتاب اقدس، ازدواج بدون پرداخت مهریه جایز نیست و مقدار آن در اصل برای شهرنشینان و روستانشینان متفاوت تعیین شده، اما بیت‌العدل اعظم در اجرای جزئیات و شرایط آن مرجع هدایت جامعهٔ بهائی است.

نکتهٔ مهم در فهم مهریهٔ بهائی آن است که نباید آن را به مسابقهٔ تجمل، فشار اقتصادی یا وسیلهٔ فخرفروشی تبدیل کرد. روح حکم، سادگی، مسئولیت و احترام است؛ نه نمایش ثروت یا تحمیل بار سنگین بر خانواده‌ها.

ازدواج بهائی باید از اسراف، چشم‌وهم‌چشمی و فشارهای بی‌مورد اجتماعی دور باشد. هرچه آغاز زندگی ساده‌تر، صادقانه‌تر و روحانی‌تر باشد، امکان آن بیشتر است که زن و مرد تمرکز خود را نه بر ظاهر مراسم، بلکه بر حقیقت زندگی مشترک قرار دهند.

مشورت؛ ستون زندگی مشترک

هیچ ازدواجی بدون اختلاف‌نظر نیست. دو انسان، هرچند عاشق و همدل باشند، شخصیت، تجربه، عادت، سلیقه و نگاه متفاوت دارند. آنچه زندگی مشترک را حفظ می‌کند، نبود اختلاف نیست؛ شیوهٔ برخورد با اختلاف است.

در دیانت بهائی، مشورت یکی از اصول بنیادین زندگی فردی و اجتماعی است. در خانواده نیز، زن و مرد باید مسائل خود را با احترام، صداقت و آرامش مطرح کنند؛ نه با تحکم، سکوت تلخ، سرزنش یا خشونت.

بیت‌العدل اعظم در پیامی دربارهٔ رابطهٔ زن و شوهر توضیح می‌دهد که در ازدواج، نه شوهر و نه همسر نباید به‌طور ناعادلانه بر دیگری سلطه یابد. همچنین اگر در موردی پس از مشورت توافق حاصل نشود، گاهی یکی از طرفین باید به خواست دیگری احترام بگذارد، و هر زوج باید در زندگی خود تشخیص دهد که در چه شرایطی چنین گذشتی مناسب است. 

این بیان بسیار مهم است. تساوی زن و مرد در خانواده به معنای رقابت دائمی نیست؛ به معنای مشارکت، احترام و عدالت است. هیچ‌یک نباید دیگری را تحقیر یا کنترل کند. در عین حال، زندگی مشترک نیازمند گذشت، انعطاف و ترجیح دادن وحدت بر خودخواهی است.

تساوی زن و مرد در ازدواج

ازدواج بهائی بر اساس تساوی روحانی زن و مرد بنا می‌شود. زن و مرد در ارزش انسانی، ظرفیت روحانی و حق رشد و خدمت برابرند. خانوادهٔ سالم، خانواده‌ای نیست که یکی فرمان دهد و دیگری فقط اطاعت کند؛ خانوادهٔ سالم آن است که هر دو با محبت، عدالت و مشورت، راه زندگی را بسازند.

این تساوی البته به معنای انکار تفاوت‌های طبیعی یا نقش‌های گوناگون نیست. زن و مرد ممکن است در برخی ویژگی‌ها، توانایی‌ها و مسئولیت‌ها تفاوت داشته باشند، اما این تفاوت‌ها نباید بهانهٔ سلطه، تبعیض یا بی‌عدالتی گردد.

ازدواج حقیقی زمانی شکوفا می‌شود که زن و مرد یکدیگر را نه ابزار رفع نیازهای خود، بلکه امانتی الهی و همراهی روحانی ببینند. همسر، ملک شخصی انسان نیست؛ روحی است مستقل، شریف و محبوب خداوند. چنین نگاهی، رفتار انسان را تغییر می‌دهد. زبان را نرم‌تر، تصمیم را عادلانه‌تر و محبت را پاک‌تر می‌سازد.

ازدواج و جامعهٔ آینده

اگر بخواهیم جهانی عادلانه‌تر، مهربان‌تر و متحدتر بسازیم، باید از خانواده آغاز کنیم. خانواده، کوچک‌ترین واحد جامعه است؛ اما اثر آن از هر نهاد دیگری عمیق‌تر است. انسانی که در خانه محبت و عدالت بیاموزد، در جامعه نیز به همان‌ها تمایل خواهد داشت. انسانی که در خانواده با خشونت، تحقیر یا بی‌عدالتی پرورش یابد، دشوارتر می‌تواند جامعه‌ای سالم بسازد.

از این رو، ازدواج بهائی فقط مسئله‌ای شخصی نیست؛ بخشی از پروژهٔ روحانی ساخت تمدنی نوین است. زن و مردی که با دعا، محبت، مشورت و خدمت زندگی می‌کنند، نه‌تنها خود را می‌سازند، بلکه جامعه را نیز می‌سازند.

در نگاه دیانت بهائی، جهان آینده با شعارهای بزرگ ساخته نمی‌شود، مگر آنکه خانه‌های کوچک از محبت، انصاف و وفاداری روشن شوند.

وفاداری و پاکدامنی

در دیانت بهائی، وفاداری در ازدواج جایگاهی بسیار مهم دارد. ازدواج، پیمانی مقدس است و باید با پاکدامنی، صداقت و احترام حفظ شود. روابط جنسی در چارچوب ازدواج مشروع معنا می‌یابد و بیرون از آن، با روح پاکی و سلامت خانواده ناسازگار است.

وفاداری و پاکدامنی

در مجموعهٔ رسمی Family Life، در نامه‌ای به نیابت از حضرت ولی‌امرالله آمده است که بهائیان باید در زندگی مشروع زناشویی خود، پیوندهایی از محبت و رفاقت برقرار کنند که ابدی و مبتنی بر حیات روحانی انسان باشد، نه صرفاً بر حیات جسمانی او. 

وفاداری، فقط پرهیز از خیانت آشکار نیست. وفاداری یعنی دل، زبان، نگاه و رفتار انسان نیز حرمت پیمان را حفظ کند. یعنی زن و مرد محیطی از اعتماد بسازند که در آن هیچ‌کدام احساس ناامنی، تحقیر یا بی‌ارزشی نکند.

در جهانی که گاه وفاداری را ساده‌لوحی و تعهد را محدودیت می‌پندارد، دیانت بهائی وفاداری را نشانهٔ بلوغ روحانی می‌داند. عشق حقیقی، فقط احساس نیست؛ تعهدی آگاهانه است که در روزهای سخت نیز باقی می‌ماند.

ازدواج و تربیت فرزندان

یکی از اهداف مهم ازدواج، تربیت فرزندان است. در نگاه بهائی، فرزند امانتی الهی است، نه دارایی والدین. پدر و مادر وظیفه دارند فرزندان خود را با محبت، اخلاق، دعا، تعلیم، آزادی در تحری حقیقت و روحیهٔ خدمت پرورش دهند.

خانواده، نخستین مدرسهٔ انسان است. کودک پیش از آنکه از کتاب بیاموزد، از رفتار پدر و مادر می‌آموزد. اگر در خانه احترام ببیند، احترام می‌آموزد. اگر مشورت ببیند، مشورت می‌آموزد. اگر دعا، خدمت و صداقت ببیند، همان‌ها در جانش ریشه می‌دواند.

بنابراین، ازدواج در دیانت بهائی فقط برای آرامش دو نفر نیست؛ مسئولیتی نسبت به نسل آینده است. خانواده‌ای که بر پایهٔ محبت و ایمان بنا شود، می‌تواند کودکانی پرورش دهد که در آینده خادم وحدت، عدالت و صلح باشند.

اختلاف، آزمون محبت است

هر زندگی مشترکی با آزمون‌هایی روبه‌رو می‌شود: اختلاف سلیقه، فشار اقتصادی، خستگی، بیماری، تفاوت خانوادگی، تربیت فرزند، یا سوءتفاهم‌های روزمره. دیانت بهائی واقع‌بین است و ازدواج را افسانه‌ای بی‌چالش معرفی نمی‌کند. اما راه عبور از این چالش‌ها را نیز نشان می‌دهد: دعا، مشورت، صبر، گذشت، عدالت، کمک گرفتن از نهادهای بهائی در صورت نیاز، و حفظ حرمت پیمان.

محبت حقیقی در روزهای آسان آشکار نمی‌شود؛ در هنگام اختلاف، رنج و نارضایتی آزموده می‌شود. انسان در زندگی مشترک می‌آموزد که همیشه حق با او نیست، همیشه خواستهٔ او اولویت ندارد، و گاه حفظ وحدت از اثبات نظر شخصی مهم‌تر است.

ازدواج، مدرسهٔ فروتنی است. مدرسه‌ای که در آن انسان می‌آموزد دیگری را ببیند، بشنود، بفهمد و برای آرامش او از خود بگذرد.

طلاق در دیانت بهائی

دیانت بهائی ازدواج را بسیار مقدس می‌داند و طلاق را امری ناپسند و ناخوشایند می‌شمارد؛ اما آن را در شرایطی که ادامهٔ زندگی واقعاً ممکن نباشد، ممنوع مطلق نکرده است. در  قانون بهائی طلاق را اجازه می‌دهد، اما هم حضرت بهاءالله و هم حضرت عبدالبهاء به‌روشنی طلاق را مبغوض دانسته‌اند؛ بنابراین مؤمن باید تا حد امکان از طلاق پرهیز کند و نسبت به قداست ازدواج آگاه باشد. 

طلاق

این نگاه، میان دو افراط قرار نمی‌گیرد: نه طلاق را ساده و بی‌اهمیت می‌داند، نه انسان را در هر شرایطی مجبور به ادامهٔ رابطه‌ای ویرانگر می‌کند. اصل بر حفظ ازدواج، تلاش برای اصلاح، مشورت و صبر است؛ اما اگر پس از تلاش‌های جدی، ادامهٔ اتحاد ممکن نباشد، قانون بهائی راهی منظم و مسئولانه برای جدایی پیش‌بینی کرده است.

در اینجا نیز هدف، کاهش آسیب، حفظ کرامت طرفین، و جلوگیری از تصمیم‌های شتاب‌زده است.

دوران انتظار یک‌ساله

یکی از احکام مهم مربوط به طلاق در دیانت بهائی، دوران انتظار یک‌ساله است. اگر زن و شوهر تصمیم به جدایی بگیرند، باید یک سال کامل جدا از یکدیگر زندگی کنند و در این مدت امکان آشتی و بازگشت بررسی شود. این حکم برای آن است که طلاق، نتیجهٔ خشم لحظه‌ای، رنج موقت یا تصمیم شتاب‌زده نباشد.

این دوران، فرصتی است برای تأمل، دعا، مشورت، بازنگری و شاید ترمیم. گاه فاصله، انسان را متوجه ارزش‌هایی می‌کند که در نزدیکی روزمره فراموش شده بود. گاه نیز روشن می‌سازد که ادامهٔ زندگی ممکن نیست. در هر دو صورت، حکم الهی می‌خواهد تصمیم با آرامش، مسئولیت و پرهیز از شتاب گرفته شود.

ازدواج با غیر بهائی

در دیانت بهائی، ازدواج با غیر بهائی مجاز است، مشروط بر آنکه احکام ازدواج بهائی رعایت شود؛ از جمله رضایت والدین و اجرای صیغهٔ ازدواج بهائی. این حکم، با روح وحدت عالم انسانی هماهنگ است. دیانت بهائی پیروان ادیان و پیشینه‌های گوناگون را از یک خانوادهٔ انسانی می‌داند.

البته ازدواج میان دو نفر با باورهای متفاوت نیازمند گفت‌وگوی عمیق، احترام متقابل و روشن بودن انتظارات است. ایمان نباید ابزار فشار بر همسر شود، و اختلاف باور نباید به بی‌احترامی منجر گردد. چنین ازدواجی زمانی سالم خواهد بود که هر دو طرف با صداقت، بلوغ، و احترام به وجدان یکدیگر وارد زندگی شوند.

 

جمع‌بندی؛ ازدواج، عهدی برای رشد و خدمت

ازدواج در دیانت بهائی، پیوندی مقدس و روحانی است. این پیوند باید با انتخاب آزادانهٔ زن و مرد، رضایت والدین، اجرای حکم الهی، احترام متقابل، مشورت، وفاداری و هدفی فراتر از منافع شخصی شکل گیرد.

حضرت عبدالبهاء ازدواج حقیقی بهائی را اتحادی جسمانی و روحانی می‌دانند که زن و شوهر در آن حیات روحانی یکدیگر را بهبود می‌بخشند و وحدتی پایدار در عوالم الهی می‌یابند. 

چنین ازدواجی، اگرچه در این جهان آغاز می‌شود، اما معنایی فراتر از این جهان دارد. زن و مرد در این مسیر فقط همخانه نیستند؛ همسفرند. فقط شریک زندگی مادی نیستند؛ یاران رشد روحانی‌اند. فقط برای خود زندگی نمی‌کنند؛ مسئول تربیت نسل آینده و خدمت به عالم انسانی‌اند.

ازدواج، اگر بر پایهٔ خودخواهی بنا شود، زود فرسوده می‌شود. اگر بر پایهٔ ظاهر بنا شود، با تغییر ظاهر می‌لرزد. اگر بر پایهٔ منفعت بنا شود، با تغییر منفعت فرو می‌ریزد. اما اگر بر پایهٔ محبت الهی، وفاداری، مشورت و خدمت بنا شود، می‌تواند خانه‌ای بسازد که در آن روح انسان آرام گیرد و جامعه از نور آن بهره‌مند شود.

در پایان، ازدواج در دیانت بهائی دعوتی است به این پرسش عمیق:

آیا من آماده‌ام کسی را فقط برای آرامش خود نخواهم، بلکه برای رشد او، خدمت با او، و ساختن خانه‌ای روشن‌تر در پیشگاه خداوند دوست بدارم؟

اگر پاسخ با صداقت، آگاهی و دعا همراه باشد، ازدواج می‌تواند یکی از زیباترین میدان‌های پرورش روح انسان گردد؛ میدانی برای محبت، گذشت، وفاداری و خدمت.

لطفاً این مقاله را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید